Sunday, August 03, 2003
آقا جان طی يک شب و يک بحث صبحگاهی بنده دور آن گربه ملوس را يک خط قرمز مايل به زرشکی کشيدم. بی خيال بی خيال...... دلم می خواست يک تکه درباره زندگی بنويسم اما می ترسم حرفم در نيومده با ذهن آلوه شان آنقدر دستماليش کنند که فقط بوی مرگ بدهد. بی خيال بی خيال. دلم می خواهد اين صفحه را ول کنم و همه چمدانهايم را ببخشم و کتابها را بريزم دور و از زير بته ای بيايم بيرون..... خلاص